مازاد دانشت را که به برادر بی بهره از دانشت می رسانی، صدقه تو بر او به شمار می آید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
بیا با هم تا به دریا برسیم

 

یکی تموم میشه و یکی دیگه شروع میشه .یکی میاد و یکی میره .همه میان و همه میرن اما بعضی رفتن ها خیلی سخته. امروز یه داستان تموم میشه و در همون لحظه یکی دیگه تازه شروع میشه.ترانه مادری یکی ازامروز سر میگیره  و ترانه یه مادر دیگه میره که بعد از این از زیر خاک سرد برای بچه هاش سربگیره .
نمیدونم بعضی داستان ها عین واقعیت هستند یا زندگی آدمها شبیه داستان ها .در طول تمام این شبهایی که ترانه مادری پخش میشد ،همش فکر میکردم این یه داستان کمیاب هست که کمتر پیش میاد اما هیچ وقت فکر نمیکردم تو آخرین روز پخش این سریال با یه اتفاقی  مشابه اتفاقات اون روبرو شدم .البته نه برای خود ،اما حتی دیدنش تو بستگان هم خیلی سخته ...
از امروز ظهر که این خبر رو شنیدم فقط دارم به این فکر میکنم که عباس و مهدی و زینب از این به بعد چی کار میکنن .آخه دو سال پیش که عباس 9 سالش بود و مهدی دو سه سال کوچیکتر از اون بود و زینب هم هنوز نیومده بود ، باباشون رفت .رفت و بچه ها رو با مادرشون تنها گذاشت .تحمل نبودن پدر سخته اما پشتت به مادرت گرمه که اون هست .اما امان از روزی که ببینی اسم پدر و مادرت کنار هم تو گلزار شهدا ،روی یه تیکه سنگ نوشته شده ...
مادر عباس و مهدی و زینب رفت . حتی بچه ها تشییع جنازه و تدفین مامانشون رو هم ندیدن تا برای آخرین بار باهاش حرف بزنن .بگن مامان این چند وقته که نیستی ما پیش کی بمونیم ،کی برامون غذا درست کنه ، کی به آبجی زینب شیر بده.مامان بعد ها به زینب چی بگیم ،بگیم بابا چه شکلی بوده و مامان چه جوری .مامان چند وقت دیگه همه بچه ها با مامانشون میان مدرسه ، ما با کی بریم .مگه بعد  رفتن بابا قول ندادی پیشمون باشی  پس چی شد ، چرا این قدر زود رفتی ...
این حرفها شاید حرفهایی بود که عباس و مهدی  پشت در گلزار شهدا به مامانشون گفتن .آخه قول داده بودن تا بیرون گلزار بیان و از کسی نخوان که اونا رو بیاره پیش مامان و بابا شون .شاید...
به هر حال  این هم رفت چون باید میرفت اما هنوز هم دلم پیش بچه هاست که امشب چطور بدون مامان می خوابن. دلم میخواد بدونم 10 سال بعد این بچه ها چی شدن .مثل مامان و باباشون شدن که هیچ کس جز خوبیشون چیزی نمیگفت یا ....
براشون دعا کنید.

 



sahar ::: یکشنبه 87/6/10::: ساعت 12:44 صبح


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 6
کل بازدید :129993

>> درباره خودم <<

>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

>>آرشیو شده ها<<

>>لوگوی وبلاگ من<<
بیا با هم تا به دریا برسیم

>>لینک دوستان<<

>>لوگوی دوستان<<


































>>اشتراک در خبرنامه<<
 

>>طراح قالب<<